من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
رایتل

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 21:36

۲۵۰۰سال قبل در چنین روز ایران به خود افتخار کرد

امروز سالروز پایان یافتن جنگ های ایران و یونان است

  

 آنچه سبب بروز دشمنی بین ایران و یونان شد رقابت شدید اقتصادی در منطقه ای بود که در قدیم نامهای مختلفی داشت و امروز به اسم مدیترانه خوانده می شود.

هنوز 6 سال کامل از رسیدن مرز غربی ایران به سواحل مدیترانه نگذشته بود که ((پلوتی سن)) نویسنده اهل آتن گفت ایران به تجارت ما خیلی لطمه زده است و با ادامه ی این روند  تجارت ما از بین خواهد رفت و ما اگر بخواهیم تجارت خود رادر دریایی که از دریای سیاه تا مدخل اقیانوس اطلس ادامه داردحفظ نماییم باید یک نیروی دریایی قوی به وجود آوریم.

این گفته که در 25  قرن قبل از این به زبان آورده شده مانند حرفی است که تا نیم قرن قبل هم به زبان می آوردندو می گفتند هر دولت که می خواهد بر دریا حکومت کند  باید نیروی دریایی قوی داشته باشد.

تا وقتی که کوروش بود یونانی ها نتوانستند که یک نیروی دریایی قوی به وجود بیاورند و آن کارها را بعد از مرگ کوروش و آغاز سلطنت کمبوجیه شروع نمودند.

علت اینکه یونانیان نتوانستند در دوره سلطنت کوروش یک نیروی دریایی قوی به وجود آورنداین بود که کوروش با یونانیان  قراری گذاشت  مبنی بر اینکه یونانیان حق ندارند کشتی هایی بسازند که دارای ظرفیت بیش از 70 بشکه باشد.کوروش می دانست کشتی هایی که ظرفیت آن از 70 بشکه تجاوز نمی کند یک کشتی جنگی قوی نیست و نمی تواند با امواج دریامبارزه کند و بیشتر در طول سواحل حرکت می کند.

محدود شدن ظرفیت کشتی های جنگی یونانیان نه تنها نیروی دریایی سرزمین های یونان را ضعیف می کردبلکه برای یونیان موهن بود.

تا آن روز یونانی ها محکوم آسیایی ها شده بودند و بعد از اینکه مجبور گردیدند  شرط کوروش هخامنش را بپذیرند گرفتار عقده حقارت شدند و نسبت به ایرانیان کینه پیدا کردند.اما نمی توانستند خصومت خود را نشان بدهند تا اینکه شاه هخامنش زندگی را بدرور گفت و کمبوجیه جای او پادشاه شد.

 

بیزارم از دشمنانت  ای سرزمین  آریا...کور باد نگاه آنکس که دشمن توست ,ایران من... 

 

"ای کسانی که امروز در بستر راحت غنوده اید آیا می اندیشید که راحتی امروز شما مستلزم بردگی فردا می باشد و فردا آزاد خواهند زیست که از راحتی امروز صرف نظر کنند؟        

 

                                                                                        کوروش هخامنش"

  

کوروش ای کاش من در آن زمان بودم و در رکاب تو بودم 

کوروش افتخار تاریخ ایران و جهان 

به قول استاد شجریان (در کنسرت هفت ابان در ترکیه در سالروز    

مرگ کوروش)فرمود:«کوروش افتخار ۲۵۰۰ ساله ی جهان است»

کوروش تو را مانند... دوست دارم 

و خشا به غیرتت که تا لحظه ی اخر عمرت به یاد ایران بود 

دشمن تو دشمن ما 

مخالف تو مخالف ما  

                                                                                                                      نویسندگان:«جمعی از هلیله ای های های دوستار کروش

 

به زودی درباره وصیت نامه افتخار ایران کوروش کبیر مطلبی زیبا خواهیم نوشت

یکشنبه 23 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 16:33

بخشی از نمایش نامه مدرسه یمان هست

ساعت مچی بخشی از نمایش نامه ی مدرسه ی ما هست

مرد جوان(محمد): ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده؟
پیرمرد(علی حسن ابراهیمی): معلومه که نه!
- چرا آقا... مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین؟!
- یه چیزایی کم میشه و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه
- ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟!
- ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر می کنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه؟
- خوب... آره امکان داره
- امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیش تر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی
- خوب... آره این هم امکان داره
- یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور و ورا رد می شدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده
- آره ممکنه...
- بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد
- لبخندی بر لب مرد جوان نشست
- در این زمان هست که تو هی می خوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش می خوای باهات قرار بذاره و یا این که با هم برین سینما!
- مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد
- دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست می کنی که باهات ازدواج کنه
- مرد جوان همچنان نیش لبخندش بازتر شد
- یه روزی هر دوتاتون میاین پیش من و به عشقتون اعتراف می کنین و از من واسه عروسیتون اجازه می خواین
- اوه بله... حتما و تبسمی عاشقانه بر لبانش نشست

- پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت: من هیچ وقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مثل تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه... می فهمی؟!
و پیرمرد با عصبانیت از مرد جوان دور شد ...

نتیجه اخلاقی : درسته با مـوبــایــلت راحت زندگی می کنی ولی ساعت مچی بینوا هم شاید یه روزی برات شانس بیاره! 

پس دوستان دمه بخت حتما ساعت مجی خریداری کنند 

پنج‌شنبه 20 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 19:07

فقط تشکر همین مرسی

نتایج نظرسنجی

« نظر ها »
 
به نظر شما عملکرد وبسایت ما چطور است؟

1- عالی
.
.
 135رای - 58.6%
.

2- خوب
.
.
 77رای - 33.4%
.

3- متوسط
.
.
 4رای - 1.7%
.

4- ضعیف
.
.
 14رای - 6%
.
چهارشنبه 12 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 19:02

تولد کورش

اببخشید که این مطلبو دیر زدم 

آخه داشتم حسابی کاملش میکردم 

امیدوارم مورد پسند شما قرار گیرد 

  • هفتم آبان روز تولد کورش کبیر

  • کورش فرزند کمبوجیه و ماندانا بر پدر بزرگ خویش استاگ شورید و پادشاهی ایران را در دست گرفت و دودمان هخامنشیان را بنیاد نهاد.

    در سال 546 قبل از میلاد , کراسوس شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان یورشبر ایران زمین را آغاز کرد. وی پیش از یورش, از کاهن معبد دلفی در یونان در زمینه یورش به پارسیان نگر(نظر)خواهی کرد و کاهن به او وعده داد که اگر حمله کند, امپراطوری بزرگی را نابود خواهد کرد.جنگ با ایران برای لیدیا یک فاجعه تاریخی بود. کروسوس بسختی شکست خورد. کورش خاک لیدیا را در هم نوردید. کروسوس به اسارت ایرانیان در آمد و خاک لیدیا(ترکیه فعلی) ضمیمه شاهنشاهی کورش قرار گرفت و مرزهای شرقی ایران به دریای اژه رسید. کورش کراسوس را بخشید و از او یک فرمانده با وفا ساخت و بعدها همین کراسوس و ارتش لیدیا برای پیشبرد هدفهای امنیت گسترانه کورش نبردها کردند.
    کورش که شخصیتی آزاد اندیش و عاری از پی دورزی(تعصب) بود , خدایان و ادیان ملل شکست خورده را به رسمیت شناخت , همگان را در اجرای مراسم دینیشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زیر پوشش کمکهای دولتی قرار داد و بدینسان دل های همه ی ملت های مغلوب را بسوی خویش جلب کرد. چشم تاریخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتی را به خود ندیده بود و ملت های مغلوب در برابر این همه مهر و بزرگواری چاره ای جز محبت او را نداشتند و دوستی او در دل همه اقوام تحت قرمانروائی ایران ریشه دواند.
    پس از اینکه مرزهای شرقی ایران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستی و بزرگمنشی کورش به میانرودان رسید و بابلیان را که از جور ستمگری به نام نبونهید به تنگ آمده بودند بر آن داشت که دست استمداد بسوی کورش دراز کنند. فتح امپراطوری بابل برای کورش با همکاری مردم بابل و هماهنگی روحانیون مردوخ انجام شد.
    کورش با ایمان به سرزمین ایران , جهان گشائی را به هدف برقرار کردن آشتی و آسایش و برابری و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد. هر کشوری را که گشود, فرمانروائیش را دوباره به همان حکومتگران پیشین واگذاشته بود تا از سوی او سرزمین خودشان را با دادگری اداره کنند. در هیچ جا به معابد و متولیان امور دینی ملل مغلوب آسیب وارد نکرد
    کورش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی کرد, ادیان بومی را آزاد اعلام کرد, هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال رعایا باز داشت و دستور داد خرابیهای جنگ را بازسازی کنند و در این راه خود پیش قدم شد و شروع به بازسازی دیوار شهر کرد. در میانرودان چهل هزار یهودی توسط شاهان آشور و بابل برای بردگی به این منطقه آورده شده بودند. کورش دستور آزادی آنها را صادر کرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمینشان فراهم کند.بعد از فتح میانرودان, شام(سوریه) . فینیقیه و فلسطین نیز ضمیمه خاک ایران شدند
    در استوانه معروف به اعلامیه حقوق بشر این پادشاه انساندوست چنین نوشته است:
    منم کورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شکوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اکاد, شاه چهار اقلیم بزرگ جهان, پور کمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان, نوه کورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور.... هنگامی که دوستانه قدم درون بابل نهادم و در میان هلهله های شادی مردم کاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهای نیک مردان بابل را با من همراه ساخت زیرا من همواره بر آن بودم که او را بزرگ بدارم و بستایم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هیچکس اجازه ندادم که در سومر و اکاد دست به تجاوز و تعدی بزند.من در بابل و دیگر شهر های مقدس نظم و امنیت برقرار کردم.از آن پس مردم بابل به آزادی رسیدند و یوغ بردگی از دوششان برداشته شد... مردم این سرزمینها را به سرزمینهایشان برگرداندم و املاکشان را به آنان باز دادم.
    رفتار انساندوستانه کورش با اقوام معلوب از او یک شخصیت مقدس و مافوق بشری ساخت. روحانیون بابل او را پیامبر مردوخ , و انبیای اسرائیل او را شبان یهوه و مسیح موعود و تجسم عینی خدای دادگستر خوانده اند. مسلمانان او را ذوالقرنین می دانند.که نامش در قرآن آمده است . و چه زیبا گفته است ارد بزرگ که : کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .

    مرزهای کشور کورش در شرق از حدود رود سند و رود سیحون آغاز می شد و در غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه می رسید.نقش کورش در سازندگی تاریخ اهمیت ویژه ای دارد. در این زمینه گزینوفون می گوید: "کشور کورش بزرگترین و شکوهمندترین بود و این سرزمین پهناور را کورش به نیروی تدبیرش یک تنه اداره می کرد. کورش چنان به ملتهائی که در این سرزمینها می زیستند دلبستگی داشتو از آنها مواظبت می نمود که گوئی همه آنها فرزند اویند.مردم این سرزمینها نیز به بوبه خود ویرا پدر و سرپرست غمخوار خودشان می دانستند. کارگزاران دولت در عهد کورش به تمامی عهد و پیمانها و سوگندهایشان وفاداری نشان میدادند و از او فرمان می بردند."
    کورش پس از حدودا 23 سال فرمانروائی درگذشت و پیکرش در پاسارگاد به خاک سپرده شد 
  • کورش آسوده بخواب زیرا که ما بیداریم و همواره بیدار می مانیم 
  •                                 کورش دوستت دارم 
  •                                                          با تشکر از عادل
چهارشنبه 5 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 22:30

تقدیر و تشکر از شما دوستان و سرورهایم

این مطلبو که دارم مینویسم با اجازه مارسی چون ایشون اول این کارو  انجام دادند

1- وبلاگ بوی مرمرشک هلیله:«آقای حسن ابراهیمی خیلی خاطره های زیبای مینویسه و بسیار لذت بخش و خیلی آموزنده است بابا دست درنکنه»  

2- وبلاگ بیشهر:«حاج عبد الرضا نیاز به معرفی نداره انصافا عالیه مینویسه عموم نوشته ها رو دوست دارن» 

3- وبلاک امپراتوری 2500ساله یا امپراطوری 2500:« قبل اینکه تعریف کنم از وبش بگه کدوم  درسته امپراطوری یا امپراتوری ولی خارج از شوخی خوب مینویسه خیلی هم انتقاد میکنه(وحید انتقادو)ولی خیلی پسر گلی وب خوبی هم داره عموم دوست دارن خیلی هم فعاله» 

4- وبلاگ اینجا هلیله:«دنیا فقط نظرسنجی وبلاگ اینجا هلیله عجب نظر سنجی است خیلی باحاله» 

5- وبلاگ کانون الرسول«دمشون گرم خیلی فعالان همه کار میکنند اگه بری اینترنت سر نزنی به ویش باختی چون جند تا جوان باغیرت هستند که بهترین خبرها رو میدن بچه های الرسول دمتون گرم کارتون حرف نداره» 

6- وبلاگ تیرشوک هلیله:«خیلی هنرمندانه مینویسه واقعا عالی مینویسه من که خیلی لذت میبرم قطعا شما هم لذت میبرید» 

7- وبلاگ سرزمین من:«خیلی هلیله رو دوست داره و واقعا عاشق هلیله است دمش گرم خیلی با حال مینویسه دمت گرم» 

8- وبلاگ طنز اجتماعی:«مطلب های رو که میزنه خیلی زیبا و جنجالی ولی خیلی لذت بخشه هر وقت میرید اینترنت حتما بش سر بزنید چون واقعا لذت بخشه» 

9- وبلاگ  های داش مارسی:«اقا کولاکه یعنی بهترینه اصلا عالیه فوق العاده است داشی دمت خیلی گرم خیلی زیبا مینویسه » 

10- وبلاگ حسینه ی امام حسین«ع»:«تازه شروع کرده بچه های فعالی داره و خیلی انتقاد پذیرا دوستان خسته نباشید ایشا الله موفق باشید» 

11- وبلاگ دوستار شما:«خیلی جالب می نوشت ولی حالا دیگه....................» 

12- جان عشق:«دنیا فقط استاد شجریان سید خیلی با احساس مینویسه سید خسته نباشی»

13- وبلاگ منو محلم هلیله«خوب و بدشو شما باید بگین ولی من خودم به شخصه از وقتی این وبو زدم از شما خیلی چیز ها یاد کرفتم دستتون در نکنه 

دوستار همه هلیله ای ها

علو استقلالی«ابن لقبو دوستانم در هلیله برام انتخاب کردن» 

{اگه اسم وبی برده نشده معذرت می خواهم در ضمن داش مارسی مرسی}

درود بر شما و درود بر هلیله 

 

سه‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 19:51

یک سوال خیلی مهم

سلام بر دوستان خوب و گرامی جان علو رحمت درست جواب بدید و این سوال چندین ساله ی من رو جواب بدید 

از نظر شما هلیله یعنی چه؟ 

هر چی دل تنگت می خواهد بگو ولی............................