گردشی با حال در ولات - من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 14:04

گردشی با حال در ولات

                  گشت و گلزار تو ولاتم 

 

سلام بر دوستان عزیز تر از جانوم امیدوارم که سال خوبی رو شروع کرده باشید 

......................................................................... 

ساعت نزدیک ۱۶ بود که رفتم خونه حاج عباس یک ابمعدنی کوچک گرفتم در راه دلم سی دشمن عزیز تر از دوست تنگ شد از میش... پرسیدم خونه وحیدو حسن احمدی کجان؟ 

فرمود:باید بری شمال جونوم 

ماتم برد گفتم وحید کل زندگیشو بفروشه تا برج نمیتونه بره حالا اقا رفته شمال 

میش .... متوجه نشد وگفت هانه 

تو تعجب بودم که مسعودو کی مو با یک موتور که معلوم بود ماله بابای بابای بابای بابای باب بزرگشه اومد و بعد از رو بوسی گفتم سیش مسودو وحیدو کجان گفت خونه خوب رفتیم خونش حسابی هم با هم دیگه رو بوسی کردیم خلاصه ماجرا رو براش تعریف کردم حسابی خندیدیم و گفت از خونه حاج محسن تا مسجد محله جنوبه به بالاش میگن سیش شمال........................خیلی مهمون نواز بود داش وحید بابت روز ۴ فروردین و اون مهمون نوازی گرمت خیلی ممنونم   . 

................................................................................................................................. 

شدید حوصله مون سر رفت بابا وحیدو بقیه ی دوستان با موتور رفتیم ریشهر بابا عجب ساحلی به یاد سفر اخرم تو سواحل برزیل افتادم//////علی علی  

..................................................................................................................................

خیلی تو این چند روزه اسم چالودری رو شنیده بوم که رفتم به ... گفتم بریم چالودری که یاد حرف ... افتادم بعد از پرسو جو های کامل ادرس این مکان زیبا رو گرفتم و به سوی ان مکان حرکت کردم البته لازم به ذکر تنهایی رفتم و نگهبان هم نبود........بله 

....................................................................................................... 

با مجو خلیل رفتیم فوتبال اقا فوتبال نبود چنگ بود انقار بارسای هلیله با استقلال هلیله بازی داشت خیلی باحال بود به قول .... کفمون برید ولی یک چیز خوب داشت همه با هم مهربان بودند 

....................................................................................................... 

صدای الله اکبر از مسجد وسطی می امد دلوم لک زده بود برای خوندن نماز جماعت تو ولات رفتم مسجد نماز رو پیش حاج کاظم خوندم بعد ازم پرسیدند  بچه کی 

گفتم رحمت گفتتند تو رحمتی؟گفتم نه من بچه رحمت حاج محسنم 

گفتتند حاج محسن و یکباره بنده حقیر را در اغوش گرفته و غرق بوسه های محبت امیز کردند 

..................................................................................................... 

دربی بود فضای خانه حاج محسن قرمز قزمز بود اصلا همه قرمز بودند الا علو رحمت بازی شروع شد حرفه ای گری بچه های ابی پوش باعث شد در دقیقه ۴۱ سردار ارش برهانی دروازه تیم پرسپولیس را باز کند همه ساکت شدند اما علو رحمت مانند تیری که از یک کلت ۵۰۴ در امده باشه شروع به خوشحالی کرد انقدر که باعث ناراحتی دو چندان همه شد پس از ۹۰ دقیقه هم که نگو ولات تمام ابی پوش شده بو وای ایول ایول ابیته 

.......................................................................................................... 

اغما نتونستم فردی که برای فرهنگ این ولات زحمت میکشه رو ببینم اری حاج عبد الرضا رو ندیدم سعادت نداشتم 

..................................................................................................... 

رفتم مسجد امام حسین نماز صبح رو خوندم خیلی بم چسبید همه ی مردم بلادمو دعا کردم 

........................................................................................................ 

یک مطلب درباره چالودری در دست داریم نمیدانیم بزنیم یا نه 

قربون همهتون 

علو استقلالی 

 

 

 

 

 

امیدوارم همیشه با نشاط بمانید 

 

 

یا علی 

نظرات (4)
+ میثم حسن ابراهیمی [ ایران ] http://misam.he@yahoo.com
باعرض سلام
علی آفا دستت درد نکند خلی زیبا بود کلمات شما امیدوارم همیشه در زندگی موفق باشی وانشاالله بتوانی چیزهای بهتر و جدیدتری برای خوانندکان وبلاگ بنویسی باتشکر
میثم حسن ابراهیمی
چهارشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 18:39
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی داش میثم
+ انجمن [ ایران ] http://www.bishehr.com
بارک الله علی
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:53
امتیاز: 0 0
+ وحید [ ایران ] http://pershin2501year.blogfa.com
سلام علو سر زشت استقلالی
خوبی؟؟
تو دوباره چشم ما را دور دیدی شروع کردی به بد بیراه گفتن به من
آخه دیواری کوتاهتر از دیوار مو پیدا نکردی
با ای سرت
خوب بود علی جان تفسیر های جالبی کردی
در ضمن نوش جانت
امیدوارم پیروز باشی کوکای جونی
سه‌شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 22:43
امتیاز: 0 0
+ رحمت الله حسن ابراهیمی [ ایران ]
نامت را هیچگاه مخفف یا عامیانه نکن.نامی را که برایت برگزیده ام پیشینه ای به قدمت مولایم علی دارد.پس هیچگاه آن را به شکل دیگر ننویس پدرجان.
دوشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 14:47
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :