من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
زولا

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

یکشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 18:01

بله ارشادو بازم ارشاد

امتخان اخر مون تموم شده بود دیدیم برداران گشت محترم ارشاد تشریف اوردن و فرمودن

اقا حرکت کن گفتیم چشم امدیم از این ور خیابان به انور نقل مکان کنیم که سواری پراید با سرعتی معادل 147کیلومتر بر ساعت از جلو ما عبور کرد ولاستیک عقبش روی پای دوستم ارمان رفت اخ اخ اخ اخ سواری ایستاد فکر کردیم دو سر نشین جوان با ادب دارد که ناگه دیدم

5 دختر از ماشین پیاده شدن و همین جوری گفتن اه اه مگه کوری پسر که نمیبینی ماشین داره میاد اه دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم گفتم ببخشید رانندگیو تو جوب یاد گرفته سوار ماشین شدن و با یک سرعت سرسام اوری حرکت کردن

نارخت شدم گفتم ارمان ماشین باباتو وردار بریم گشت ارشادی را بندازیم گفت باش

ماشین بعد 5 دقیقه پاچه خواری کردن باباش بردلاشتیم سرگرد علی جلو ماشین سرباز مهران و امیر عقب و سروان ارمان راننده سر گوجه الفرد پیداشون کردیم و شروع کردم به نصیحت کردنشون گفتم خواهران ج ل ف بده چادر سر کنید و سوار وسیله نقلیه نشین رانندشون که مشخص بود خیلی مغروره  گفت کوچه بدی ما تا 20 دقه دیقه اونجاییم اگه ما تو کورس بردیم بنزین این ماشینو شما باید پولشو بدین اگه باختیم  چادر سر میکنیم  گفتم جدی میگی گفت اره خوب قبول فقط چجادرتونو امده کنید رفتن دیدیم پژو پارس خوب نیس رفتیم در خونه سرباز امیر باباش خونه بود پس اروم در خونشون باز کرذیمو شروع به خولدادن ماشین کردیم تا سر خیابون اوف مزدا 3 با پلاک 48 بوشهر اوف اوف  اومدیم دیدم  خواهران بد حجاب هم امدن با 207 حیلی کیف داد عجب ماشینی بود

عمو جاسم:ادامه رو بگو ااااا

چشم با چرکوو دعواتن رو مو خالی نکن

سرباز مهران رو بخاطر اضافه وزن بیرون کردیم سرباز امیر و هم که همون جا قال گذاشتیم با فرمان 3-2-1 حرکت مهران خرکت کردیم اهنگ ما استاد شجریان بود اما اونها س ا س ی م ا ن ک ن بود وای وای ارمان جون مادرت اروم ارمان جون بابات وای غلط کردم اقا پول بنزبن و میدم بزن بغل گفت ا مگه نمی خوای ارشاد کنی گفتم ارمان من........

سر پیچ اخر بودیم گفتم باختیم وای خالا 30 هزارتومن از کجا بیاریم بدیم که ناگهان ارمان سر پیچ جلو افتاد ایول ارمان ایول ایول ایول ایول

عمو جاسم بسن ااا ادامش

خوب عمو

خلاصه اول شدیم هوووووووووووووووووووووورا

گفتیم چادر گفت عمرا گازو گرفتو رفت گفتم ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ایم همه کل و شرطو اینا خالا میگی اااااااااااااا

سرباز گلشاهی شماره یکی از خواهران بد حجاب رو داشت زنگ زدیم گفتم در مدرستون وایسین می خوام بیایم دعواااااااااااا

با کمال پرویی گفت اه ماما تورسیدیام بیا بچه

اقا ما رو بگو سختیم بسیم زدیم بچه ها بالا همه سر جلسه امتخان بودن گفتیم میریم از پشت کوچشون رفتیم اغا(به قول حاجی) یک لشگر خواهر بد حجاب با سنگ وایسادن اومدیم دنده عقب بگیریم یک لشگر خواهر بد حجاب با چوب وای وای وای خدا خیر بده شهرداری منطقه رو که هنوز ک.چه یاسو نبسته انداختیم تو کوچه یاس وای بخیر گذشت

نتیجه کلی این بود که ما برق و ابو  نونو مسکن مهرو یارانه و همه چیز داریم اصلا مشکل نداریم مشکل همینان ما خواستیم به روش دوستارانه ارشاد کنیم نشد قطعا برداران را های خوبی بلدن قطعا همین طوره



گونیو

دست بندو

و......

عمو جاسم:می خوای دوباره گیر بت بدن فیلتر شیو باب ناراخت شه ااا به تو چه ارشاد ارشاد میکنی

عمو مشکلت با چرکو چین

مو با چرکو جنگ ندارم مو با چریکو جنگ دارم

به جان خودم من کاری ندارم اصلا به من چه اقا من از خیر عینکم گذشتم عمو بی خیال

نه عمو تا نفهمم چرکو جونم کجان و این چریکو کین ول کن نیستم تو ام نترس بیا با ما علیه یک دشکمن برای ازادی چرکو جونمو

عمو مو نه به تو کار دارم نه به چرکو نه به چریکو این وبلاگم سی خوت مو رفتم







نمیدونم ولی دعا کنین این عمو جاسم با چریکو دعوا نکنه

یا علی راستی این بحث ارشاد تو بوشهر که نیست

امیدوارم که نباشه اگه بود که تا خالا وحیدو برده بودن

شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 19:33

چرکو هیا کن داش جاسم رها کن

سلام افا اسمم جاسمن اومدم گیر بدوم و برم کسی جون عزیزش ناراحت نشه

عمو خسته شدیم بخدا هییییییییی همه چیز ارم این چه قد بده که همه چیز ارومه

شروع میکنیم باچرکو

جون خوت چرکو این عینک ریبون مو رو بفرس سیچه نمیاری نکنه با اغا حاجی رفتی فروختیش مو نمیدونم چرکوو ببند این وبت اصن خوش ندارم از این وبت اههههههههههههههههههههههه

اوووووووووووووف خسته شدیم ه جا میری میگن چرکو

خانوم یا افای چرکو فقطفقط فقط ۲۱ ساعت وقت داری سهم منو بدی وگرنه ویکی لیکسم را میفته

ها حواست باشه اصن تو می .......

ت یا عینک مو میدی یا رسما میای تو خط مو مگرنه چرکو کاری کنم که سیستم خونتون خراب ابو

والا خوبه حاجی عینگ مو میگره امانت میده سی ای چرکو

عمو جاسم میفرماید:چرکو هیای کن این کارارو رها کن مو میدونم تو..............هستی مو کار ندارم تو سی چه دخالت میکنی تو....... اصلا چرکو تو کجایی ببینی این چرکوو چه به سر وبلاگت اورده اغا حاجی اثر دزدی میکنه عینک مو رو برده پس نمیدن


........................................................................

عمو علی اروم باش برو امشو سی حاجی بگو که عینکت بدن تا........

در ضمن از امر.ز مو جاسم جاسم زاده ای اغاز چنگ چهانی وبلاگ های بلاد را اغاز کرد و خود را متحدین هلیله مینامیم حالا چرکو بچرخ تا بچرخیم






پیام علی مدیر قبلی وبلاگ

تو اون بالا بالا هاش چنگ چنگ زرگری دیگه.....

بخدا به روح هلو خان مو هیچ کارم دیشو چرکو با عمو اسم دعوا کردن خدا بخیر کنه

وی

وی

وی از دست عمو جاسم

دوشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:30

هووووووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااا

اقا امتحانا تموم شد هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تموم شد راحت شدیم اقا فردا میایم با یک کوله بار عشق و صفا

با یک کوله بار محبت

با یک کوله بار عشق به هلیله

با یک کوله بار مرام و عشق



عاشقتم هلیله

دیونتم هلیله


هووووووووووووووووورا

عمو جاسم:عمو اروم باش

یکشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:04

چرت و پرت ۱

سلام بر تمامی هم ولاتی های عزیزم

احوالتون عمو دلمون سیتون تنگ شده بود.

اقا یک مدت فضا سکن شده کسی به ما گیر نمیده به عمو جاسم«مدیر جدید وبلاگ دارنده دکترای فضای مجازی از دانشگاه بلاد»گفتم عمو سی چه کسی سیمون گیر نمیده گفت عمو ملت می بی کارن گفتیم حالا که کسی گیر نمی ده یک کاری کنیم گیر بدن برا همین سیتون می خوام با عمو جاسم چرت و پرت بگیم

........................................................................................................

عمو جاسم صحبتی نداری

نه عمو فقط اگه ناراحت شدبد سیم بگین تا گوشا ی علو ببرم

.................................................................................................................................

اقا فهمیدم دانشگاه خوب اصلا عالی وقتی رفتم دشوی لامپدشوی شکست همون موقع به یاد حرف وحیدو افتادم گفتم نه عمو

اومدم یک مطلب بنویسم دیدم نه مطلبو نمی یاد ناراحت شدم رفتم سی بوام گفتم بوا یک لامپ سی توالتمون بخر بنده خدا تازه قبض برق اومده بود nهزار تومان ولی بنده خدا رفت لام÷ خرید ولی کم مصرف ازون روز تا حالا یک مطلب نزدم وای وای وای وحیدو خوب فهمیدم که این لامپ چه میکنه وی وی وی وی

عمو جاسم می فرماید:بین همه ی جا های دنیا عشقه اونجای باحال

...................................................................................................

میگم مسعدو می تو بی کاری نه اصلا سی چه میگی نمک بده عمو می دکتری اصلا به تو چه هی هی هی نمک نمک میکنه عمو نکنه می خوای شرکت مسعدو نمک بزنی

عمو جاسم می بینیش  هی هی هی مسعودو دوباره فیلترت میکننا نکن عمو نکن

..................................................................................................

اقا می تو قهر نکردی نه جون من قهر نکردی می قول ندادی رمز وبت سیم بدی تا برم مطلب روش بزنم مرگ مو می قهر نکردی سی چه اومدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جونم مرگه مو سی چه قهر کردی که .........

مو نمیدونم یا قهر بکن رمزت بده یا بمون رمزت بده

عمو جاسم یک چی سیش بگو:عاو به تو ربطی ندارههههههه

عمو تو با مونی یا با اون

مو نه با تو نه با اون ما مله ی عروسیم وی وی وی وی وی وی

...................................................................................................

عمو بخدا به جون خدابیامرز هلو خان فهمیدیم هلیله ایت خوبه اومو فکر ما بی سواد ها هم باش هی محلی هی محلی اه عمو سخت خوندنش بخدا سخته مگه نه عمو جاسم

به تو ربطی نداره علوووووووووووووو

برو عمو جاسم برو

......................................................................................................

وی چرا اینجوری شد وای وای وای

ببخشید یک چرت وپرت دیگه مونده اونم بزنیم به احتمال 90 درصد لامپمون عوض میشه زبان هلیله مونم خوب میشه



وی

وی

عمو جاسم:علو چی سیت بگم فقط.........

عمو خیلی بی تربیتی یا سی سی چه سیم میگی .......

عمو جاسم:خوب ..... هستی

عمو ببخشیدا ببخشیدا خودتی

....

....

...

..

وی

وی

ادامه داستان به زودی از شبکه ی بی بی سی هلیله در برنامه پارازیت

مواظب خوتون باشین فعلا