من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
رایتل

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

جمعه 24 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 21:47

بدون نام

این مطلب با اجازه حضرت فردوسی نوشته ام

زنگ زدیم مطب وقت بگیریم خانوم منشی گفت 5 ماه دیگه گفتم خوب مریض میمیره گفت به من چه

منم پس از خواندن قسمتی از شاهنامه این مطلب امد به ذهنم

با اجازه از حضرت فردوسی

اسفندیار در چشم پزشکی خانه بهداشت هلیله

اسفندیار اهی بلند کشید گفت همشیره تا 5 ماه دیگر دیره چشم جهان بین من نابینا میشود تا ان وقت

منشی گفت:آن دیگر مسئله خودتان است وقت اقای دکتر تا 5 ماه اینده پر است تازه بعد از 5 ماه تشریف میبرن تهران تا سال بعد

اسفندیار گفت:ما از شهرستان زنگ میزنیم این رستم زال با بروبچه های محلشون با تیر دو شعبه زده تو چشمام بعدم بچه های محله ما رو حسابی زده حالا من رو سیاه چه کنم

منشی گفت:مرد نا حسابی می خواستی دعوا نکنی بیجا کردی رفتی محله اونا دعوا کنی....سال دیگه زنگ بزن

اسفندیار گفت:بخدا اگه من دعوا کرده باشم این رستم زال خودش اهل دعوا بود خانوم با همه دعوا دارد بخدا قسم ((حکیم ابوالقاسم فردوسی))هم تو دادگاه شهادت داده.استشهاده محلی هم گرفتیم بخدا تو پاسگاه بندرگاه موجود است

چون دم گرم اسفندیار در اهن سرد منشی اثر نکرد بار دیگر اهی سرد از دل سوزانش کشیدو گوشی را گذاشت تا سوال بعد زنگ بزند

لطف کنید ادامه داستان را از شاهنامه فارسی بخوانید

نمیدونم اما اومدیم مطلب بنویسیم نشود اومدیم امروز بزنیم نشد یعنی شد چون دیروز نوشتم نخواستیم امروز بزنیم ولی دیروز قرار شد امروز بزنیم نشد که به قول دیروزمون که قرار بود امروز بزنیم بزنیم تصمیم گرفتیم دیروزو که قول دادیم امروز بزنیم امشب بزنیم که اومدیم امشب بزنیم فهمیدیم ای وای این مطلبی رو که دیروز نوشتیم چرا امروز نزدیم که به قوله دیروزمون عمل کنیم ولی دیگه قرار شد مطلبه دیروز که باید امروز میزدیم امشب زدیم

دیروز

امروز

فردا

دوستون دارم

بای بای

راستی یک سوال

اگه بتون بگن یک ارزو بکنید تا الان براوردش کنیم چه ارزویی میکنید جان علی جان چرکو جان خوتون بگین

دوستون دارم دوسم داشته باشید منتظرم

من اگه بودم میگفتم سوالاته کنکور 91 بدید بهم همین بخدا همین قول میدم فقط 90 درصد نه 91 درصد حالا مردونه 96درصدشو میزنم بخدا اگه بم بدید 99 درصدشو بیشتر درست نمیزنم

اما ارزوی شما چیه

برام بدید

جدی بای بای

یکشنبه 19 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 20:32

شاید تفه ای درویشی باشد برای دوستانمان

امروز داشتم به ایران فکر می کردم در ذهنم این بود که ما یک قدمت چند هزار ساله داریم. امپراطوری داریم به نام کوروش که همه 75 ملیون به او افتخار میکنیم.

بیشتر که فکر کردم فهمیدم ما اولین انسان هایی هستیم که به خدا ایمان اوردیم«زرتشت»و جز اولین انسان هایی هستیم که به منشور اخلاقی عمل کردیم.

مردمی هستیم که همه چیز به خود دیدیم حمله مغولان و اعراب ولی خودمان را حفظ کردیم. ما مهد تمدن دنیا هستیم مهد تکامل و حفظ اسلام واقعی و مذهب شیعه

........جلوتر میرویم.........

حمله انگلیسی ها هشت سال دفاع مقدس اما خود را حفظ کردیم زیزا مردانی چون

رییس علی و میش عبد الحسین حسن ابراهیمی را داشتیم و مردانی چون شهید محمود انصاری سید بزرگ صفویی داشتیم که جان بر کف برای حفظ خاک خود رفتند

وقتی به تاریخ نگاه می کنم افتخار میکنم نگاه میکنم اولین تمدن از جنوب توسط پارس ها و پارت ها بوده است.و حتی اولین پایه ریز انقلاب ما بودیم اصلا ما جز اولین افرادی بودیم که دنبل آزادی بودیم.جنگ تحمیلی که دیگر جای خود جوانانی رفتند که شهید شدند مانند محمود انصاری جان بر کف بودندو درود بر شرافت پاکش

بعضی سالم رفتند جانباز و شمیایی برگشتند مانند فریبرز حسن ابراهیمی

 و بعضی نوجوانان بدون اجازه پدرشان با دست کاری شناسنامه های خود برای دفاع از وطنشان قدم برداشتند مانند پدرم و دوستانش

آری این یعنی کشور.این یعنی اتحاد آری درود بر شما که بر وصییت کوروش عمل کردید که فرمود«از خاک خود دفاع کنید حتی اگر جان دهید و هرگز بخاطر

منافعتان از هم دیگر ناراحت نشوید و همیشه با هم باشید و اگر اینگونه باشید خدا شما را از شر دروغ خشک سالی در امان نگاه میدارد» 

جدی جالب بود خیلی که به چه باوری رسیدن که برن دفاع کنن از خاک و ناموسشان هرچی بوده پیونده خدایی بوده اقا خوش به سعادتان نمیدونم اگر امثال ما بودیم میرفتیم یا نه ولی ما پسر های همان هاییم پس ما هم برای دفاع میرفتیم  

هله هلیله 

هله جنوب 

نه 

نه 

هله ایرانو ایرانی 

ما ایرانیم و مهمتر از اون بوشهریو خیلی خیلی خیلی مهمتر هلیله ای هستیم و..................... 

بله 

اره همون که تو ذهنه مبارکه 

اری فقط به شعر زیبای خواننده خوب و شاعر مردمی ایران بسنده میکنم استاد محمد نوریمان که میفرماید

ما برای انچه ایران گوهر تابان شود.

خون دلها خورده ایم

خون دلها خورده ایم  

 

 

خدا عاشقتم که کاری کردی من تو ایران دنیا بیام و بوشهری باشم و از خاک هلیله باشم 

هله 

هله 

هله 

 

 

دوستتون دارم دوسم داشته باشین 

بابای 

 

 

ببخشید لازم دیدم یک چیزی بگم بعد بابای 

اگه یک روز یک خلبان خیانت کنه خلبان هواپیمایی کشور ایران باشه به شما بگن حکم براش صادر کن چه حکمی میدادید

 

بازم شرمنده اول اگه نظری دذرباره متن داشتید خدمته ما بفرمایید بد جواب سوال ما رو بدید 

 

 

مرسی 

 

جدی بابای

یکشنبه 12 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 17:25

دلم تنگ واسه ولاتم

وقتی دلم تنگ شد برا ولاتم


وقتی دلم تنگ شد
به اندازهء تمام غروبها می گیره 


چشمهایم را فراموش می کنم 

اما دریغ که گریهء دستانم نیز مرا به تو نمی رساند 

من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس 

مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست 

و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد 

و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند 

با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست
واقعا همان گرما مرمانت است
واقعیت دل تنگیعلی برا لاتشه
واقعیت.........................
ها عمو جاسم دلم سی بوشهر تنگن
دلم سی ولاتم تنگ
دلم سی چرکو تنگن ها خیلی دلم تنگن
دلم سی حاجی تنگن خیلی
دلم سی موج های دریا مون تنگن
خدایا خدایا خدایا
بازم شکرت





هلیله دلم سیت تنگ شده

از دل هر کوه کوره راهی می گذرد 

و هر اقیانوس به ساحلی می رسد 

و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد 

از چهار فصل دست کم یکی که بهار است
ها عمو جون فدات شم بالاخره میریم ولات
عمو دلم گرفته برای ساحل زیبایش
دلم تنگ برای مردمون پاکش
دلم تنگن سی خا پاکش
هله هلیله

شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 18:25

مرگ بر منافق

تو زندگی هیچوقت نمی تونی همه رو راضی نگه داری ! ولی من یه اعتقادی دارم که اگه  بخوای خوب باشی و خوبی کنی. تو مسیری که قراره پا بزاری هرچی جلوتر بری تنها و تنها تر میشی ...

گناه هر چیزی که میگذره پایه توه بدونه اینکه بخواد کسی اصل موضوع رو بدونه ! بی صدا شکسته میشی .

شاید خیلی غم بخوری ولی وجدانت راحته !

وقتی همچین چیزایی رو میبینی که مثلا یک عده اونقد بی غیرتن که حاضر میشن کشورشونو به یک گروهک بفروشن دیوانه میشم غم وجودمو میگیره اخه به چه نتیجه ای میرسن بم بگید مثلا بات اسم منافق بیای چه نتیجه ای داره این فقط بی غیرتیته

اما وقتی از کیسکه تلفن بم زنگ زد یک خرفاییو زد فقط جوابتو اینو میدم که حالم به هم میخوره        

حالم به هم می خوره از اونایی که توی خونشون می شینن پشت مسنجر فقط چت می کنن و جرات وارد شدن به دنیای واقعی و ندارن تا کی می خوای با اسم منافق بیای نظرات بی خود بگذاری

حالم به هم می خوره از اونایی که با وجود تمام مشکلات و محدودیت هایی که دارن واسه خودشون هزارتا شرط و قید و بند و محدودیت جدید هم اضافه می کنن

اصلا حالم بد می شه از دیدن آدمایی که خودشون و منع می کنن از آزادی از یک احساس جدید از زندگی از همه چیز

حالم بده چون آدمی و دیدم که از نظر خودش داشت افسرده می شد ولی از نظر من دیوانه شده بود.

خندم گرفته میون این حال بدم چون به اون آدم گفتم چرا سعی نمی کنی یک تغییری تو زندگیت بدی ، چرا نمی خوای روش زندگیت و عوض کنی چرا محیط دور و برت و ترک نمی کنی و اون به من پاسخ داد: ( چاره ای ندارم ) خیلی مضحکه

قبلا عقیده داشتم که آدما 50 درصد مسئول اتفاقاتی هستن که مسیر زندگیشون و عوض می کنه الان نمی تونم دقیقا حرفم و تایید کنم ولی مطمئن شدم که آدما 100 درصد مسئول شرایط کنونی خودشون هستن

هرکی این متن و می خونه واسه اون منافقی که باهاش برخورد کردم دعا کنه منافق ما برای این که امروز راحت باشیم صیاد شیزازی ها دادیم متاسفم برای خودم که وقتمو برات گذاشتم ولی اصلاح شو شاید خدا ببخشتت




پاینده میمانی ای وطن

حتی اگر این انسان های پست بگوییند ایرانین




ببخشید دلم گرفته بود



جدی میگم این سوالمو جان خودتون جواب بدید


اقا به چه نتیجه ای میرسه که با نام مناف میاد نظر میگذار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟