من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
زولا

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

چهارشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 19:43

دربی ماله ماست--سقوط کردید سلام مارو به ایرانجوان برسونید

استقلالیم ام

روزگارم آبی است

تکه قلبی دارم،ان هم آبی است

تیمی دارم،بهتر از پرسپولیس

من هوادارم

قبله ام یک گل آبی

جانمازم عشق آبی

همه ذرات وجودم متبلور شده از آبی

استقلالی تیمی نیست،که به اسانی از یاد من و تو برود

استقلال،رنگ آبی است به توان بی نهایت

استقلال،ضرب دل آبی من و توست

استقلال هندسه فریاد ابی است

هر کجا هستم باشم،استقلال مال من است

بردها،طوفان ها،فریادها مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می بازد،مهم عشقی است که در قلب من و تو جاری است

من نمی دانم

که چرا می گویند:قرمز است،رنگ خون

و چرا در دل ما طوفان آبی جاری است

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید

بو کنیم  گلهای آبی را

و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است

کار مانیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسون گل ابی شناور باشیم

خون ها را آبی کنیم

و وقت غروب،دوباره متولد بشویم

کار ما شاید این است

که میان گل ابی و لاله آبی

فریاد زنیم

ما هوادارم ابییم 

 فریاد ما برد است 

شعار ما ناصراست 

وعده ما کشتن پرسپولیس است 

خون ما ابی ست

 

 

والا دربی رو که بردیم فقط دنیاو ابی 

جمعه ساعت نه ۲۰ک۲۰دقیقه در ولاتمون جشن پیروزی استقلال بررقیب سوراخش پرسپولیس را جشن خواهیم گرفت 

پاینده باد استقلال 

.............. 

یاخدا

دوشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:30

مرگ....شعار نمیدم

ساعت هشت صبح بود سوار ماشین بودم...... 

وارده بهشت فاطمه(قبرستان شاهین شهر)شدم تنم لرزید اما سفتو محکم قدم برداشتم 

ماشین ایستاد پیاده شدم نوشته بود غسالخانه بدنم داغ شد به جلو رفتم به گمانم به نزدیکی عمه های مادرم رفتم به هر دو تسلیت گفتم نمیتونستم درک کنم غم از دست دادن برادرو اونم برادری که هم برادرشون بوده هم پزشک خه مرحوم پزشک بوده....... 

در غسالخانه باز شد گفتن برید مردتونو ببینید... 

بم بر خورد گفت برید مردتونو ببینید .... 

رفتم خودمو خالم به مرحمه میگفتم عمو...... 

قدم اولو که گذاشتمو دیدم که سنگ روش عمو خوابیده پاهام سست شد دلم ریخت چشمامو بی اختیار بستم...قلبم درد گرفت ...نفس بالا نیومد ...صدای جیغ فریاد خاله هام و مادرمو بچه هاشو...تو گوشمه نفسم گرفت گفتم دکتر اینجا اینجوری ترسیدم داغون شدم اومد بیرون.......... 

جسدو بلند کردیم گذلشتیم روی انبالانس دوستان نفسم گرفت جسده...... مرده..... ترس نداره.....اما ترسیدم 

نماز باشکوهی برایش خوانده شد بلندش کردیم خیلی سنگین بود بر سر خانه ابدیش اوردیمش دلم گرفت بی اختیار زار زدم اری زار زدم  

قبرو دیدم خیلی تنگ بود 

کوچیک بود 

تاریک بود 

خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا 

میتو برداشتن درون قبر گذاشتند دلم ریخت گفتم خدایا نباید سرنوشت یک انسان در دنیا چنین تمام شود 

تلقین انجام شد برای بار اخر کفن کنار رفت دلو زدم به دریا میتو دیدم اما دیدن همانا وترسو و حشتو فراموش نکردن قبر یک طرف. 

سنگها گذاشته شد 

خاک به گل تبدیل شد و ریخته شد 

سپس خاک ریخته شدو قبر پر شد 

بعد پارچه مشکی کشیده شد  

مقداری گل و عکس مرحومه وگلاب بر سر مزار گذاشته شد 

همین. 

.خدا بابا اینا عزیز دارن اینا برا خودشون کسی بودن چه رسمیه دنیا بیای بد بری اونم دومتر تا سه متر زیر زمین 

.. 

 

 

.. 

وای خدا. 

..................................................... 

مرحوم شد شادروان 

واقعا خانواده پس از نبوده پدر مهربان 

همسری وفادار 

عمویی مهربان 

برادری دلسوز 

واقعا چه دردی میکشت 

.. 

.... 

اخرش شما که نه بعد ۱۰۰۰۰هزار سال ولی مرگ همین بغله وای به ما بازم نه شماهم خودمو دوستام واقعاتوشه داریم واقعا مثه این مرحوم ۷۰نفر حاضر شهادت بدن سر قبر که او بهترین بود 

اه خدا فقط یک چیز امرزشمان کن 

(عمو دکتر رفتی یادم افتاد به اون روزی که بغلم کردیو گفتی بابام بابام علیمی،اون روز روزی بود که در دفتر خاطراته ذهنم ثبت شد عموجون روحت شاد) 

فقط یک چیز خیلی بدیما(باز شما رو نمیگم)میریم بهشت زهرا تا دو سه روز یک جوریما یعنی گناه میکنیم اما کم یاده مرگیم چرا فقط اون موقع(دوستان خوب به خودشون نگیرن برا خودمو my golfyها گفتم) 

همین فقط ببخشید ناراحت شدی. 

. عمو کاش نمیرفتی ولی میدونم جات تو بهشته

راستی  

برای همه از دست رفتگانمان و مخصوصا این مرد جمیعا 

الفاتحه 

همین 

 

پایان0نظراتتون برام خیلی مهمه خیلی خیلی)