من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
رایتل

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 15:53

اخرین مطلب

فردا میشود درست یک روز مانده به عید...نمیدونم چرا در سال جدید شاید دیگر نباشم!!

خیلی دلگیرم و خسته.از همه چیز . از همه.حتی تو وبلاگم

دلم میخواد فریاد بزنم.اما فقط سر تو وبلاگم

همه چیز از اول آغاز شد و من دوباره خسته تر از دیروز. میخوام تنها باشم تا همیشه.

تا هیچ کس و هیچ چیزی نتونه بم بگه خیلی مغروری یا بگه چته؟یا بگه مغرور تنها خواه.

....

تنهایی هم عالمی داره ....یه سکوت ِ معنی دار که هر کسی درکش نمیکنه.حتی شما دوست عزیز......

آی دنیا....مرا به خیر ِ تو امیدی نیست ....دست از سرم بردار...دست بــــــــــــــردار..بابا بسه هر چی زواله واسم فرستادی.ما رو از این ماشین زندگی پیاده کن.

دلم کاپچینو میخواد نداریم تمام کردیم...پاشو برو بخر واسم

تنهایی میخواهم نه تنهایی که مد نظر ذهن شماست..الحمدالله هست...دردم از دسته زمونست ارامش رو ازم گرفته.ی سکوت تقدیم به همه نه همه بلکه افرادی که همه چیز دارند همه را دوست دارند اما زندگی بی دلیل ارامش را از انها گرفته.یک سکوت کاپچینویی تقدیم افرادی که کوه غمند کوه نداری ارامشند اما تا به کسی میرسند به او ارامش می دهند...زندگی تو در جنگ با من چه میخواهی؟؟؟؟اگر ارامش را خدا دادست پس تو چرا این را از من میگیری.زندگی بسه.میزنم با کاپچینو داغ پاتو میسوزونم.....اگر اندکی با تامل بخوانید هر کلمه معنی خاصی دارد....

زندگی سه

من رفتم

حورا.....


اخرین اخر نوشته:

گاهی وقتا زندگی اونقدر زورش زیاده که دیگه نمیتونی کاری بکنی.باید واگذار کنی.اروم بشینی و کاپچینو بخوری قسمت نشد حکمت کاپچینو رو براتون بگم حیف.دلم واسه همتون تنگ میشهسالی پر از اسایش داشته باشید

امدیدم بودید خوش گذشت باید برویم کجا نمیدانم تا کی شاید همیشه

اخ کلی حرف دارم ولی نمیزنم..چون سکوت با یک کاپچینو زیر این بارون خیلی میچسبه

قربون نگاه همتون

دوستون دارم تک تکتون تو ذهنم میمونید

فدای همتون.

اما تو وبلاگم من میرم شیطونی نکن با وبلاگ های ضد ... دوست نشو تبلیغاتم قبول نکن خودت باش من میرم ولی حواسم بت هست

ما رفتیم.....دلم واسه همتون اره همتون تنگ میشه

ی عکس یادگاری

ی مطلب اخر

 ی کاپچینو

خداحافظ همتون

......؟

علی ی روز مانده به فروردین 91



دوشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 00:44

به افتخار وبلاگم- رفتیم شاید دیگر نیایم...فقط شاید

به افتخار وبلاگم:

سلام وبلاگ عزیز من . سلام دوست و رفیق واقعی من . تو این دنیای عجیب و غریب که واقعیتش واقعی تر از اون چیزیه که تو ذهن ما هست و خیالش بسیار خیالی تر از اون چیزیه که توی خواب هم نمیشه دید . وجود تو غنیمته . روی دیوار تو حرف هایی رو میشه نوشت که توی دنیایی واقعی اگه گفته بشه من خودم جزء  اولین کسایی ام که بهش میخندن . رو دیوار تو واقعا" میشه فلسفه گفت بی اون که کسی بهت ایراد فلسفی بگیره .میشه حرف دلتو بزنی بی اون که کسی بفهمه . میشه دعا کرد بی اون که ریا بشه .  فارق از شمار کسایی که میان اینجا (که اصلا" واسم کثرتشون  مهم نیس) بیشترین اهمیت رو واسه من داری رفیق . تو بهترینی...وبلاگم دوست دارم..تو ارامش من هستی.خاطرات بد وخوبمون با هم مشترک هست.

وبلاگم عزیم پیشاپیش تولد مبارک«دوست تو علی:»

.


.

.

     اخر نوشته:

   تقدیم به وبلاگم هر چی که دارم.

  مدتی به استراحت میرم...تا کی...نمیدونم...شاید تا زمانی که دوباره ساحل دلم ماننده ساحل بهترین دوستم «وبلاگمو میگم»ارام و صاف بشه.اگر برگشتیم که خوب....اگر بر نگشتم جا داره تقدیر ویژه از پدرم انجام بدم که همیشه کمک حالم بوده. منو وبلاگم صمیمانه از پدرم تشکر میکنیم...بابا مرسی که همیشه کنارم بودی و هستی...بابا اگه تو نبودی ....حتی تصورش دیونم میکنه...عاشقتم

جا داره از تمام خواننده های بهترین دوستم یعنی وبگاه تشکر کنم

و حتما از همه وبلاگ نویسان ولاتم.

اما تو دوست قدیمی من در نبودم مراقب خودت باش ... نزار هکت کنند...ههه

وبلاگم تو تمام دنیای واقعی من هستی....تو تنها دوست من هستی که فقط به من گوش دادی ...من حرف زدم تو فیلتر شدی...من اذیت کردم تو زیر سوال رفتی...اخ تو بهترین دوست منی وبلاگم

...........................................................................................

تا زمانی که ارام شم شما را به خدا و وبلاگم رو به شما میسپارم

فقط لطفا حتما .....ولش کن...بیخیال

امدیم

مانید

ماندیم

حالا موقع رفتن است

ما رفتیم

تا کی......نمیدانم.با یک جزر امدیم با یک مد رفتیم شاید....

دلم واسه شما و مخصوصا وبلاگم تنگ میشه

...................................................................................................

....!!!!!!میخواهم بروم به یک جنگل تنها ...

شاید اگر برگشتم دلیل کاپچینو رو بهتون بگم.... شاید

.

قسمت نظرات همیشه فعاله....بدرود تا درودی دیگر شاید درودی دیگر نباشد.