ارتفاع..... - من و خودمو همه ی همین هام.همین

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

دوشنبه 10 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 14:46

ارتفاع.....

روی اسمان با ماشین پرنده که امروزی ها به ان هواپیما می گویند.شاید بیش از 70 بار سوار ان شدم اما باز که از زمین جدا می شوم نفس تنگیم شروع می شود و یاد جهنم و جهنم می افتم.حال در هواپیما نشستم و این نوشته را در ارتفاع ناچیز 38 هزار پایی مینویسم ترس اندکی زیاد شده هواپیما خیلی تکون میخوره خیلی بالا و پایین میشه کنار دستیم از ترس دسته صندلی رو محکم گرفته است.

جالبی  کار اینجاست در هنگام ورود به هواپیما بنده کلمه ی زیبای های جک را بیان کردم که باعث شد محافظ پرواز چند دقیقه بنده را تفدیش و کارت شناسایی مرا ببیند...مثل فیلم مامور66

خدمه پرواز هر دو الی سه دقیقه به بنده نگاه میکردند سرهنگ هواپیما«همون رییس امنیت پروا‍ز»جای منو عو.ض کرد و  الان نمیدونم این کناری یا جلویی یا حتی عقبیم مراقب پرواز.یک شوخی کردیما...

هواپیما خیلی تکون میخورد گویی هوا خیلی خراب بود نگاه ترسناک خدمه پرواز به من و تکان های پی در پی هواپیما این وحشت مرا سه برابر کرده بود.مادرم میگوید چرا میترسی مگر بار اولته

ارام امابه دروغ به او میگویم همین جوری شوخی میکنم فضا عوض شه...برای اینکه خود را گول بزنم روزنامه ای برداشته و روی ان این نوشته را مینویسم.

در همین زمان به این فکر افتادم از این جا تا پیش خدا چقدر راه

داره فرود میاد.......وای....

فرود امد...اخییییییییییییییییییییش

سپس با امنیت پرواز در موقع خروج درگیر شدم و به او گفتم مگه فیلم هندی که میگی هرکی بگه های جک میتونم بکشمش پس بگو شما تنظیم خانواده کشورید....اقای سرهنگ پرواز من حقوق میخونم و به قوانین کشور اگاهم من تو پادگان نبودم من بدون احساس بزرگ نشدم...شاید اگر بابام دسته منو و اون مهمان دار دست سرهنگ رو نمیگرفت حالا من از زندان اوین بخش س ی ا س ی بند اعدامی ها براتون مینوشتم....

.......................................

اخر نوشته:

مسافرت با اتوبوس خیلی سختی داره اما از امروز علی هرگز سوار هواپیما نمیشه زیرا با این تکان هایی که این بار این ماشین پرنده خورد دیگه توبه

اسانی مسافرت هوایی را به امنیت سختی مسافرت زمینی بخشیدم.

سلام

من سرهنگ نیستم

من حقوق خوندم

من بدون احساس بزرگ نشدم

اخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییش حال کردم جوابشو دادما

..............................................البته حق با او بود اما نیاز بود.......

نظرات (9)
+ سیداکبر موسوی [ انگلستان ]
به نام خدا
سلام علی آقا،روز و شبات بخیر،گرچه دیر اومدم اما ترس پرواز را به درازی راه تا تهران ترجیح میدهم،
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنیست....
دوشنبه 24 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 14:23
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام اقا سید
اما همین خوبه که امدی
بودنت ارامشه باری ما
جدی....؟؟؟
پرواز زیباست
+ آرام [ ایران ] http://nerci-2.blogsky.com
درود
آرام اومد همیشه تأخیر داره ولی فقط تو فضای مجازی اینطورم بدبختانه سر قرارا همیشه من نفر اولم و بقیه همیشه دیر میان.
خب خیلی بامزه نوشتی. واقعن گفتی های جک؟ تنوع لازمه اتفاقن فضا رو عوض کردی و خیلی این جور مواقع فضا بامزه میشه وقتی همه بهت گیر میدن. میشه نشست و لبخند زد. من اینطوریم وقتی کسی گیر میده خندم میگیره.
وافعن هواپیما ترس داره وقتی که به توده های هوا برخورد میکنه مثل اینه که داره روی سرعتگیر رد میشه و تکوناش آدمو به وحشت میندازه آخرین بار که از تهران بر میگشتم وحشت کرده بودم و با دوستم دستای همو محکم گرفته بودیم و البته کلی هم خندیدیم.
نظرم اینه هر وقت سوار هواپیما شدی بگی های جک.
تا درودی دوباره. خدانگهدارت
یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 14:55
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود
ترسیدم نکنه ارام ما رو تحریم کرده و نمیاد بما سر بزنه
برعکس من سر قرارا هام دیر میام و نمیدونم چرا
ممنونم.اره گفتم اونم دوبار!!!!!اره الان که دارم فک میکنم اطمینان دارم بغل دستیم امنیت پرواز بوده
وای یواش خودمون نمیدونی وقتی اب خواستم ان چنان مهماندار نگام کرد که......
دو نفر اومدند و بم اب دادند و هر 12 یا 13 دقیقه اون امنیت پروازه هی میومد نکام میکرد باورم شده بود های جک مینر هستم
.....خیلی اونم هواپیما های ما که 1997 هستن...
جدی میترسم حکمته...
یک بار جسدی علی خان
دوبار جستی علی جان
اخر تو هواپیما به چنگی
علی خان
سپاس که امدی
ممنون که نظر گذاشتید
+ وحید [ نامشخص ] http://pershin2501year.blogsky
سلام علی اصفهانی
قاضی دادگاه زایندرود
علی نشون دادی که قاضی خوبی نیسی
بوا اگه با طیاره(هواپیما) سقوط کنی خیلی بهتر تا با ماشین تصادف کنی چون هواپیما مستقیم میکشتت ولی ماشین میزنه خونه نشینت میکنه
سر بیو هلیله تا با سید بشینیم یکم بات بخندیما
یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 00:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام وحید
خوشحالم که دوباره برگشتی
اینم حرفیه
اره بخدا بریم با هم بیرون تو هی سوسیس بخوری من هی....
سپاس که سر زدی
+ باد لیمر(مرتضی) [ ایران ] http://leimer.blogfa.com
سلام آقا علی عزیز
داستان اکشنی بود، کم مونده بود در آخر ماجرا شما گردن اون محافظ پرواز بدبخت رو بچسبید(شوخی)!اما یه مسئله اینجا هست که برای من سوال شده که این محافظین پرواز باید نامحسوس نظارت کنند اما در پرواز شما این محافظ پرواز بطور کاملا محسوس فعالیت میکرده است!البته شاید بعد از های جک گفتن شما این حساسیت براشون ایجاد شده بود.
سالم باشید وتندرست ای هم محلی.
اللهم عجل لولیک الفرج
شنبه 22 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام اقا مرتضی خودمون
نه دیگه تا اون حد
نه طبق قانون alx«قانون محافظت از هواپیما و خلبان» هر هواپیما دو الی سه محافظ پرواز داری محافظ 606 محافظی که در مقابل در ورودی می ایسته و میتواند از ورود افرادی که مشکوک هستند به هواپیما جلو گیری کند.در کنار در ایستاده و همه او را میبیندد اما دو مامور706 و 806 مامورین مخفی هستند که در بین مسافران و میشنند البته اگر 606 به فردی مثل من مشکوک شود میتواند جای فرد را تغییر و بدون هیچ دلیلی وی را در کنار مامور806 یا 706 بنشوند
سپاس که سر زدید
+ فاطی [ ایران ] http://baran761300.blogsky.com
سلام ککا علی
خوب بیان کردید
راستی یکم قالبتون دلگیره
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 23:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر ابجی فاطمه
خداروشکر شما هستی
داداشا که با اینترنت قهر کردند
ممنونم
جدی....سعی میکنیم عوضش کنیم
سپاس از حضورتان
+ sara [ ایران ]
سلام علی اقای رییس
نوشته مربوط به در دبیرستانمونو خوندم جالب بود اما قبول داری در استفاده از در حق ما بود؟؟؟؟
راستی زیارت قبول یادش بخیر دوتا مدرسه ای رفتیم مشهد و تو و محمد و ارمان وحید جا نداشتید اومدید هتل ما....یاد همون روزا بخیر.یادمه اون سری هم که با هم رفته بودیم اخر نشسته بودی هوا بارونی بودو هی دعا میخوندی با وحید...وای علی چقدر بتون خندیدیم..
خداییش ماهم ترسیده بودیم بسکه بالا و پایین شده بود همه ترسیدیم...یادش بخیر رییس
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 09:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانوم مهندس
دبیرستانمونو/////؟؟؟؟؟
اصلا استفاده از در حق اقایون بود چون در مال مدرسه ما بود.هههههه
ممنونم
یادش بخیر یا الله گفتن های محمد یا گرفتن چایی از اتاق 209 یا....
یادش بخیر
خندید منو وحید مردیم مخصوصا وقتی که خلبان اعلام کرد با 10 دقیقه تاخیر در فرودگاه مینشینیم و ...وای چقدر بد بود
هههههههههههههههههههههههههه
سپاس که سر زدید
+ حمید فدرر [ نامشخص ] http://geldan.blogsky.com/
سلام آقا علی.مطلب خوبی بود.ولی مسافرت زمینی هم به اون صورت که شما میگین امنیت نداره ها.
یکشنبه 16 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 19:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درودی از نزدیکی زاینده رود تا سواحل خلیج زیبای فارس
ممنونم از لطفت
اره اما حداقل اگه خدایی نکرده با اتوبوس بری ته دره امکان داره یکی دو تا زنده بمونند
اصلا رو زمینی رو هوا نیستی...
سپاس که سر زدی
+ گذران [ ایران ]
امشب پرم دادند

ولی...پرواز را یادم ندادند.

نگاه ام رفت...

دیدم،... خدا بود.

دلم لرزید... و

من،... پرواز کردم.!!!

نگاهم کن...

تو هم با من بیا پرواز،... زیبا است..
جمعه 14 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 17:21
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شاید تنها کسی که منظور منو از این نوشته فهمید تو بودی
دلم لرزید.....
نگاهم کن....
گذران سپاس که فهمیدی چه نوشته بودم
+ حاجی [ ایران ] http://bishehr.com
آفرین علی
.
از صداقتت خوشم اومد
.
عزت زیاد
دوشنبه 10 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 21:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام حاجی
خوبی حاجی
ممنونم
سربلند باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :