آرشیو مطالب وبلاگ - من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
رایتل

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

عناوین یادداشت‌ها

  • سرباز وطنم (پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1396 17:38)
    مَرد_شد #سرباز_وطن #مرزبانی #سرباز_تسلیت بیاورید حجله ی عروسیش را به مادر بگویید شیرین ترین غذای دنیا را درست کند.پسر جان در راه خانه است برادر جان دوستان را ندا بدهید رفقای جان سربازمان می آید پدر بهترین رخت هایت را بپوش پسرکت دیگر مرد شده است راستی خواهر جانم دخترک همسایه را خبر کن دیگر آمده ام که بمانم...ان شا لله...
  • خرداد زیبا1 (یکشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1395 00:04)
    نوشته شده در 23:56 نه خرداد 95 سال هاست که خرداد را دوست دارم همیشه حوادثی بس فراوان را در بر دارد هم تلخ و هم شیرین خرداد ماه اموزش و کسب تجربست...جذابیتش هم به کنار .نقل سیاسیش هم که هیچ.. بوی خرداد که می اید دوباره ارزو هایم را تجدید میکنم دوباره گذشته را میشورم و چشم در نگاه اینده می دوزم بوی لحظه ی زیبا را تمام...
  • همین…۴… (پنج‌شنبه 24 دی‌ماه سال 1394 23:50)
    بیمارستان نامه شبانه روزی چهار سه بار اول را اگر فاکتور بگیریم و جریان چهارم را به قلم تعریف برسانیم اینگونه اغاز میکنم(پیشاپیش از طولانی بودن نوشته از شما خواننده صبور به شدت درد امپول دگزا تشکر و سپاس گزارم) اما ...۴ ساعت دقیقا ۳:۴۴دقیقه بود که عزم کردیم که ب بیمارستان شبانه روزی برویم سرفه امان را گرفته بود با اهل...
  • غم نامه (شنبه 4 مهر‌ماه سال 1394 13:18)
    غم نامه۱ به نام او همه ی ما حج رفتن را دوست داریم حج رفتن برای همه ما زیباست به قدری که ارزوی قلبی همه ی ماست..اما داغ دل هموطن ایرانی گریه کودکی که منتظر پدرش بود که حاجی شده یا غم دختری که مادرش قرار بود برایش از مکه چادری با بوی کعبه بیاورد یا مرد و زن جوانی که به دیدار خانه ی خدا با هم رفتند و حال از یک دیگر جدا...
  • تولدم مبارک (یکشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1394 00:01)
    رسما بیست و یک سالم شد.. تا لحظاتی دیگر تحویل بیست یک سالگیم را جشن میگیرم از ساعت دوازده نه خرداد تا دوازده و یک ثانیه ده خرداد نمیدانم حس عجیب تمامم را در بر میگیرد.بیست سالگی عزیز از تو یاد گرفتم صداقت را یاد گرفتم بهترین های زندگی پدرم است که هر نفسم بسته به نفسش است و مادرم که بهترین هدیه خدا برای من و برادرم که...
  • ویرانه نزدیک است... (جمعه 28 فروردین‌ماه سال 1394 01:26)
    کمی طولانی ایست لطفا با شکیبایی مطالعه نمایید.همین ساعت ۱۸:۳۰ زاینده رود را زنده میبینم اب باز شده و انگار شهر زنده شده است ازدحام زیادی از جمعیت را میبینم .در کنارماشینی را میبینم به رنگ مشکی روی ان نوشته امنیت اخلاقی.ناگهان این فکر در نظرم امد که ایا ما در همه چیز امنیت داریم که حالا فقط این مانده.و اصلا هدف تشکیلش...
  • تقدیم به اقای وزیر (جمعه 14 فروردین‌ماه سال 1394 03:36)
    دکتر محمد جواد ظریف عزیز ! سلام از اینکه حس غرور و افتخار را دوباره به مردم ایران برگرداندید متشکرم . از اینکه آدم های تندرو و بی منطق وطنی و اجنبی را به مرز انزوا و جنون کشیدید ممنونم . به عنوان یک ایرانی به داشتن سیاستمداری چون شما به خود افتخار می کنم . بابت این چند سال مذاکره فرسایشی و این ماراتن جانانه به شما...
  • ای علی این سر سنگین تو از تن جداست (چهارشنبه 22 بهمن‌ماه سال 1393 16:25)
    کمی طولانی ولی لطفا حتما تا اخر بخونید ممنونم.همین ایا هدف این بود؟ امروز با وحید به کافی شاپ رفتیم.بعد از کلی تعجب حاضرین سر میزی نشستیم.درباره عمکرد های دولت هفتم تا دهم و مقایسه محبوبیتشان صحبت میکردیم.سفارش دادیم.گرم بحث بودیم که روی میزمان یک بشقاب کوچک با دو سیگار رو گارسون گذاشت تعجب کردیم سکوتی سخت میز مارا...
  • همین (یکشنبه 23 آذر‌ماه سال 1393 17:00)
  • دوستش دارم (پنج‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1393 13:37)
    ای تیم من تورا دوست دارم تویی که اوج خوشحالی و غم من هستی تویی که فریاد پیوستن من به اوج و ندای بلند سقوط اندهوم هستی میدانم در سخت ترین شرایط و نا جوانمردانه شکست را از رغیب دیرینه ات خوردی اما این را بدان تا شقایق هست خون ما هم ابیست احترما تقدیم به تاج تهران ابی ایران استقلال تهران تمام قد به احترام در کنارت می...
  • 1-2کمی متفاوت تر...میدونم متنم ضعیفه (پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1393 19:02)
    در صحرای ذهنم قدم میزنم گویا فقط در خیمه های بنی هاشمی هنوز پابر جاست اکبر اذن میدان میخواهد قاسم داماد هم اذن میدان میخواهد حسین اذن میدان به علی اکبر می دهد جوان رعنا اماده نبرد میشود نفس ها حبس میشود شبیه پیغمبر عازم میدان میشود بوسه بردستان پدر بر صورت عمه میزند ای خواهرم رقیه جان اندکی دیگر با اب میایم گویا رقیه...
  • کمی متفاوت۲-۱..ببخشید با گوشی تایپ شد..همین (یکشنبه 4 آبان‌ماه سال 1393 00:15)
    دقیق نمیدانم اما نزدیک سیصدو سی و چند روز را انتظار امدنش را داشتم امدنی که پایانی بر تمام دغدغه های روز مره زندگیم دارد امدنی که پایان بخش تمام دلهره هایم از نبودن های مادیم است اغازی که به من نشان می دهد از نبودن ها و نداشتن ها و بودن ها و داشتن ها بگذرم درست چند ساعتیست که رنگ تمام شهر را ماتم گرفته ماتمی که همه...
  • اخرین لحظات 92 (شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1393 23:59)
    ساعت از 23 گذشته بود،داشتم اماده می شدم برای خواب.ساعت گوشی رو تنظیم کردم برای 3 یا 4 صبح میخواستم واسه کشتی تیم ملی بیدار شم.به سمت تخت خوابم رفتم رمان سوخته دلان نوشته استاد محققی رو میخوندم تازه وارد فصل 13 شده بودم ساعت از 24 رد شده بود.چراغ رو خاموش کردم دراز کشیدم که صدای گوشی امد.فهمیدم پیامکی برایم اماده تمام...
  • 28-زمستان---خواب مرک (یکشنبه 29 دی‌ماه سال 1392 04:00)
    خواب وحشت ناکی دیدم..... 28مین شب زمستان است و باران می بارد,بارانی به نرمی تمام خاطرات نداشته مان که لالایی بود برای خوابهای نصفه و نیمه ام...خوابهایی که تنها پناه فکرهای پلید شبانه ام است .خواب هایی از جنس خوب روشنایی,خواب هایی که انتهایش در پس ذهنم و در همان اخر های ذهنم زیباست. 28 مین شب زمستان است. ولی انگار غم و...
  • شروعع.پایان...شیرین و تلخ (سه‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1392 13:25)
    ای شیعه به سر زن شد ماه محرم...عزاداران یاری کنید ... امشبی را شاه دین در حرمش مهمان است نکن ای صبح طلوع نکن ای صبح طلوع اهل حرم هریک به میدان میروند نوبت به علی اکبر رسید گفتا پدرم اذن میدان ده توان تحمل درد تشنگی ریه را ندارم اکبر به میدان می رود بی سپر به میدان میرود به قلب دشمن می زند شبه...
  • زندگی... (دوشنبه 22 مهر‌ماه سال 1392 19:10)
    زندگی را در اینده اینگونه دوست دارم.... شنبه تا دوشنبه به دانشگاه هنر بروم از صبح تا عصر سینما - داستان نویسی - فیلم نامه نویسی و کارگردانی تدریس کنم و سه شنبه تا چهارشنبه دروس حقوق را تدریس کنم و پنجشنبه هافقط ادبیات ان هم شاهنامه تدریس کنم.نهار هایم را در سلف دانشگاه با دانشجو ها می خورم و بعد از پایان ساعت دانشگاه...
  • 1 . 2 . 3 . 4 (دوشنبه 1 مهر‌ماه سال 1392 01:14)
    همین کمتر از 15 دقیقه مونده به پایان تابستون 92. تابستونیکه روزهایش گرم بود شاید برعکس ادم هایش توی تابستون 92 خیلی چیزای جدید یاد گرفتم. یاد گرفتم باید صبور باشم با آدمای جدیدی آشنا شدممثل سید موسوی عزیز یا علی مستمند و علایق جدیدی پیدا کردم که مهمترینشون خوردن چای در هنگام خواندن یا نوشتن یا بهتر بگویم در همه ی ۲۴...
  • احمدی نژاد رفت روحانی امد همین (شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 01:31)
    اقای احمدی نژاد سلام این ساعت های اخر میدونم خیلی سخته خیلی سخته صندلی ریاستو ی شبه از ادم بگیرن اسمتو میزارم اقای خوش شانس بد شانس چون 8سال پیش رییس جمهور شدی خیلی خوش شانس بودی و ملیون ها نفر دوست داشتن و بد شانس که بالای 75 ملیون نفر تو ایران دیگه دوست ندارن حتی اونایی که بت رای دادن ............اما ما دهه ی 70 ها...
  • حضرت علی (سه‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1392 19:37)
    پزشکان یکی یکی از خانه بیرون می امدند پزشک پسرای فاطمه رو خواست گفت امیدی نیست شیر هم دیگه کار ساز نیس ببینید علی چه وصیتی دارد؟؟؟؟؟ فرزندان به سمت علی میروند پدر..نگاه در چشمان فرزندانشان میکند به حسن میگوید پسرم فقط ی ضربه به قاتلم بزن به حسین میگوید زینب نفهمد که من... اخه زینب هنوز داغ مادرشو داره رو به عباس نوزاد...
  • چرا (یکشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1392 05:46)
    علی شهید شد ...بابا میشه امشب نری مسجد.... در به او گفت علی مرو مسجد قطعا اگر فاطمه هم بود میگفت علی نرو....اما علی می دانست باید برود...دیگر موقع وصال نزدیک است ................................................. دیشب تو مسجد بودیم احیا بودم همه ارزو هایی داشتند و من ازوم عفو بود که خدا بخشتم موبایلم زنگ خورد«ببخشید...
  • زندگی شماره یک////روفته گر (پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 04:25)
    عمو روفتگرو دیدم...عمو اشغالی....تو سلطل بزرگ مجتمعمون بود ...داشت اشغال هارو جمع میکرد....کنارش ایستادم ...گفتم خدا قوت...گفت چاکرم....بی اختیار دستمو بردم جلو گفتم سلام..دستشو از دستکش بیرون اورد...سلام پسر خوب... ی حسی داشتم وقتی دسمو فشار داد...گفت جوان اب تو پارکینگتون هست.. هههه اره هست... اومد تو دستشو شست...
  • اخرین نوشته شاید (دوشنبه 24 تیر‌ماه سال 1392 03:59)
    ماه رمضان ساعت نزدیک اذان صبح روی موبایلم نمیدونم چرا اما ربنای شجریان دارم گوش میدم... وبلاگمو بیشتر فیس بوک و ... دوست دارم شاید دلیلش نمیدانم... چی بنویسم نمیدونم دعا در ماه مبارک همیشه مورد قبوله خدا یا گناه هامونو ببخش نه برای نرفتم به جهنم یا رسیدن به حواریون بهشتی یا زنان بهشتی ببخش تا رو داشته باش چشم بر پای...
  • ارتفاع..... (دوشنبه 10 تیر‌ماه سال 1392 14:46)
    روی اسمان با ماشین پرنده که امروزی ها به ان هواپیما می گویند.شاید بیش از 70 بار سوار ان شدم اما باز که از زمین جدا می شوم نفس تنگیم شروع می شود و یاد جهنم و جهنم می افتم.حال در هواپیما نشستم و این نوشته را در ارتفاع ناچیز 38 هزار پایی مینویسم ترس اندکی زیاد شده هواپیما خیلی تکون میخوره خیلی بالا و پایین میشه کنار...
  • ما رفتیم.... (شنبه 1 تیر‌ماه سال 1392 02:46)
    اقا اگه من بمیرم چیکار میکنی؟جان خودت راسشو بگو فک کن من الان مردم سر خاکمی...چیکار میکنی؟ سید موسوی«دوستی عزیز تر از جان»:دگر خزان گشته بهارم.کجارم این دل زارم.چه میشود اخر کارم.همدمی ندارم سید مهرداد«دوست 3 ساله»:خدا نکنه علی اگه بمیری باید بیان بیمارستان چون منم... سید ممد«دوست دانشگاهی»:تا خود صبح گریه میکنم باور...
  • ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران اقای....16+ (جمعه 24 خرداد‌ماه سال 1392 19:02)
    نوشته ام کمی طولانیست یا اصلا نخوانید یا تا اخرش رابخوانید ممنون ............................................................................................................................. امروز شهر ارامش خاصی داره بعد از درگیری ها و تبلیغ ها مردم ارام ارام به پای صندق های رای می روند جالبه همه کاندید مورد نظر خود...
  • 72 saat (دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1392 22:12)
    درست 72 ساعت مانده به انتخابات.... علی حسن ابراهیمی و ارمان مبین و محمد اتلاف کردند برای رای نیاوردن مهرداد...می دانستند اگر رای بیاورد مثال سه سال گذشته نمتوانند راحت تصمیم گیری کنند.علی مهرداد را فروان دوست داشت مهردا دوبرابر این فراوانی علی را دوست داشت دوستان صمیمی بودند اما یکی فکر اصول داشت دیگری فکر اصلاح مثلا...
  • 19 شد 20 (شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1392 16:40)
    صدای تیک تیک ساعت 19 به 20 میرسد او دیگر بزرگ شده لااقل این چنین به نظر می اید...به سنی که از کودکی دوست داشت می رسد...بیست././هیجان و ترس عجیبی دارد .انگار انقدر بزرگ شده که در جمع های خصوصی خانوادگی یک لیوان چای در سینی برایش اضافه شده ...این لیوان برای اوست زیرا بزرگ شده.. 19 سالگی با تمتم خوبی ها و بدی هایش...
  • - قلب دلتنگی 9-10 (چهارشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1392 12:55)
    من سلام می کنم به همه ی نخل ها من سلام می کنم به همه ی دوستانم به همه ی بهار نارنج ها من سلام می کنم به مفهوم گل سرخ به همه ی سرسبزی ها من سلام می کنم به شهرم، به دیارم به شرجی، به دریا به همه ی داشتهایم من سلام می کنم به آسمان آبی من سلام می کنم به ستاره های درخشان من سلام می کنم به ماه، به خورشید من سلام می کنم به...
  • تولد mygolfو ی روز فوق العاده واسه منو mygolf (جمعه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1392 00:52)
    امروز 19 اردیبهشت 1391 چهارمین سالگرد وبلاگ تبریک .......................... به اسرار دوستانم این هفته را از دوشنبه تا چهارشنبه شب در خوابگاه ماندم اگر از شب تا صبح بیدار بودن ها و درس نخواندن ها بگذریم از دیشب و امروز نمیتونم بگذرم دیشب اینجانب برای دوستانم ماکارونی ساختم طوری که اوازه ماکارونی بنده تا اتاق معاون...
1 2 3 4 5 >>